مثل هوای بهار

گاهی آفتاب... گاهی باران... گاهی رنگین‌کمان...

مثل هوای بهار

گاهی آفتاب... گاهی باران... گاهی رنگین‌کمان...

طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۰۷ مرداد ۰۴ ، ۱۳:۱۲ ترس

بسم الله الرحمن الرحیم

از اردو آمده بود؛ خسته، کوفته، خاکی، آفتاب‌سوخته...

بعد از مدتها خانواده همسر آمده بودند و من به بچه‌ها قول داده بودم همه شام‌های خوشمزه را درست کنم که در کنار خانواده پدری نوش جان کنند...

وسط همه کارها، بردمش حمام؛ خودم سرش را شستم، تنش را لیف کشیدم، قربان صدقه‌اش رفتم... کی فکر می‌کردم دوباره بشود که خودم حمامش کنم؟ اگر دستش نشکسته بود که چنین موقعیتی پیش نمی‌آمد... و چقدر خوب بود این احساس مادری سرشار...

خدایا! تو می‌دانی که علی را به‌ خاطر تو دوست دارم و به خاطر امامی که نام همه پسرهایش علی بود... می‌دانی که وقتی حواسش به نمازش، به بندگی تو هست، چقدر محبتش در قلبم بیشتر می‌شود... خودت نگهدارش باش... می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش....

 

پ.ن: چه کسی به ما انسان‌ها حسودتر است از شیطان و دشمن‌تر است از نفسمان؟!

صبا
۱۱ شهریور ۰۰ ، ۱۳:۱۸ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

تا پیش از سفر کربلا، امام حسین(ع) برایم امام روضه‌ها بودند؛ امام شهید مظلوم؛ امام مصائب عاشورا، گاهی هم البته دلم می‌رفت پیش آن عبارت زیارت ناحیه: ... کنت ربیع الایتام و عصمة الانام...

بعد از سفر اربعین اما، همه چیز عوض شد... امام، امام حیّ مهربانم بودند که همه‌ی سال، همه جا، همه وقت، می‌شد از مهربانی‌شان سیراب شوی... هر وقت می‌خواستی از تو پذیرایی می‌کردند، به تو توجه می‌کردند، تو را زیر بال و پر لطفشان می‌گرفتند و در آغوش مهربانی‌شان غم‌هایت را ذره ذره پاک می‌کردند... من توی کربلا اصلا روضه گوش نمی‌دادم؛ انقدر که امام را زنده و حاضر می‌دیدم و بی‌وقفه در حال مهربانی و لطف...

بعد از سفر کربلا ورق برگشت؛ بیشتر مداحی‌های دلتنگی را دوست داشتم تا روضه‌ها... بیشتر دوست داشتم از دلتنگی گریه کنم تا از مصیبت، و خب... امام راه رفع دلتنگی را خوب می‌دانستند... بیشتر دوست داشتم با امام حرف بزنم... بیشتر دوست داشتم خاطرات مهربانی‌ها و پذیرایی‌های امام را در سفر مرور کنم... انگار همه سال با امام حی مهربانم زندگی می‌کردم؛

بعد ناگهان بر آستانه محرم می‌ایستادم و با بهت و ناباوری به روضه‌ها نگاه می‌کردم... به شرح مصائبی که بر آن آقای مهربان گذشته بود... روضه شنیدن برایم سخت بود... انگار که دلم نمی‌خواست باور کنم... دلم نمی‌خواست تصور کنم... وقت روضه‌ها، زیر چادرم، من برای مهربانی‌های امام اشک می‌ریختم و برای دلتنگی‌های خودم و از شدت محبتی که در دلم فوران می‌کرد برای آن آقای حی مهربان... آن آقایی که حرمش، سراسر بهجت بود... سراسر نور... سراسر لطف... سراسر رحمت...

انگار که امام، امام حی مهربان ما، همه آن غم‌های عاشورا را، (که بزرگترین غم آسمان و زمین بودند) یک‌تنه به دوش کشید، تا ما با داشتنش دیگر هیچ غمی نداشته باشیم....... 

صبا
۲۲ مرداد ۰۰ ، ۱۴:۱۵ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳ نظر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
صبا
۱۹ مرداد ۰۰ ، ۰۱:۱۰
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
صبا
۱۸ مرداد ۰۰ ، ۰۰:۲۱

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز؛

هوا عجیب پاییزی است؛

تارت فندق و شکلات دارد توی یخچال خنک می‌شود؛

و ۱۵ سال است که ما زیر یک سقف هستیم...

 

 

 

 

پ.ن: ارزش عشق پس از سال‌ها را، فقط کسی می‌فهمد که تجربه‌اش کرده باشد... ۱۵ سال که نه، انگار از آغاز خلقتم، همراهم بوده‌ای...

صبا
۱۱ مرداد ۰۰ ، ۱۴:۴۴ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
صبا
۲۵ تیر ۰۰ ، ۱۲:۰۳

بسم الله الرحمن الرحیم

داشتیم‌ کم‌کم برای مراسم عروسی برادر همسر جان آماده می‌شدیم؛ مراسم که نمی‌شود گفت؛ قرار بود خانواده عروس و داماد شب عید با هم شام بخورند و عروس و داماد را بفرستند سر خانه و زندگیشان.

یک دفعه کرونا آمد و‌ سایه شومش را انداخت بر سر خانواده همسر؛ اول عمه همسر درگیر شدند، بعد خواهر همسر و شوهرش، بعد یکی دیگر از عمه‌ها و بعد مادر همسر ‌و برادرشان... و صبح یک روز ناگهانی خبر رسید که عمه همسر راهی سفر آخرت شدند... 

حالا انگار یک گرد غم پاشیده‌اند روی لحظه‌ها... روی همه شهر... دیگر حتی برای تولد سه سالگی زینب سادات ذوقی نمانده...

 

صبا
۲۵ تیر ۰۰ ، ۱۱:۴۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

علی هر چند وقت یکبار مداحی دانلود می‌کند و از بین این مداحی‌ها همیشه یکی هست که مرا هوایی حرم کند و چند وقتی سرگشته و بی‌قرار، با خاطرات حرم جان بدهم...

این بار «به علی دل بستم» هلالی...

خدایا! دلتنگی‌هایم برای حرم را تو چاره می‌کنی؛ آنطور که فقط خودت می‌دانی و من... دلتنگی‌هایم را چاره کن... 

صبا
۲۱ تیر ۰۰ ، ۱۱:۰۰ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست....

 

صبا
۱۱ تیر ۰۰ ، ۱۸:۴۰ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲ نظر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
صبا
۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۲:۳۴