مثل هوای بهار

گاهی آفتاب... گاهی باران... گاهی رنگین‌کمان...

مثل هوای بهار

گاهی آفتاب... گاهی باران... گاهی رنگین‌کمان...

طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۰۷ مرداد ۰۴ ، ۱۳:۱۲ ترس

پاییز جان

سه شنبه, ۲ مهر ۱۴۰۴، ۰۷:۵۰ ق.ظ

بسم‌الله

بالاخره رسیدی پاییز قشنگم؟!

خوش اومدی...

امیدوارم برامون پر از برکت و بارون و امنیت و تلاش و نور باشی...

 

پ.ن: بچه‌ها رو رسوندم مدرسه و حالا در خلوت صبحگاهی دفتر، مداحی گوش می‌دم و راستش، حوصله هیچ کاری ندارم، مطلقا هیچ کاری...

خسته‌ام، چون دیروز بارها و بارها گوش خودم رو کشیدم که بداخلاقی نکنم و این یه روز رو تحمل کنم تا فردا برسه و بچه‌ها برن مدرسه. چالشم چی بود؟ بچه‌ها با گوشی و لبتاپ من کار داشتن و کارهای خودم روی زمین مونده بود و کلافه‌ بودم. نمی‌شد ازشون بگیرم وسایلم رو؟ نه، چون تعهد داده بودن به انجام کاری و من این احساس تعهد و مسئولیت‌پذیریشون برام مهم و ارزشمند بود. مشکلم چی بود؟ از اشتراکی بودن وسایلم کلافه بودم، احساس نادیده گرفتن شدن داشتم و ...

به هر حال تمام شد، ولی من هنوز خسته جنگ دیروز با خودمم. 

برم کار رو شروع کنم به امید خدا...

۰۴/۰۷/۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰
صبا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">