از مهربانیهای تو
چهارشنبه, ۱۵ دی ۱۴۰۰، ۰۹:۰۱ ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از پایان تماسی که برای ارسال قرارداد گرفته بود، اسمش را سیو میکنم برای تماسهای بعدی؛ فلانی، موسسهی...، موسسهشان متبرک به نام امیرالمومنین است و من دلم نمیآید حتی در سیو کردن شماره تلفن، (ع) را بعد از اسم مولا ننویسم... اشکهایم سرازیر میشوند...
ذوق میکنم... پر از شکر میشوم... از اینکه دستم را گرفتی... از اینکه رزقم را سر سفره اهلبیت گذاشتی... از اینکه این یک سال، هر پروژهای که آمد و ماندگار شد، بهنحوی با نام و کلام اهلبیت عجین بود... اینکه مراقبم هستی، اینکه حواست به منِ ناسپاس هست، اینکه کارها را خودت ردیف میکنی، اینکه نمیگذاری جای دیگری بروم، اگر مهربانی تو نیست، پس چیست؟؟!!
من هم باید مراقب تو باشم... به معنایی دیگر... کمکم کن...
۰۰/۱۰/۱۵
احسنت!